ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
236
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
روز هشتم تعزيهء امير تيمور بر صحنه مىآيد كه پر است از شوخيها و بامزگيها . سرانجام در روز دهم در فضائى بزرگ و عمومى داستان شهادت بنمايش گذارده مىشود . عروسكى كه نمايندهء جبرئيل است از ريسمانى پائين مىآيد تا ارواح ائمه را تا عرصهء بهشت همراهى كند . پيش از آن اسبهاى نژادهء بزرگان مملكت را كه با زين و يراقهاى گرانبها و شالهاى ذىقيمت آراسته شدهاند به ميدان آوردهاند . يك فرد اروپائى در اينجا اين فرصت را بدست مىآورد كه بعضى از اسبان اصيل را به چشم ببيند كه در غير اين صورت به هيچ وجه به ديدن آنها توفيق نمىيابد . سنت برگزارى تعزيه - شبيه چندان عموميت يافته كه هيچيك از بزرگان ياراى چشمپوشى از آن را ندارد هرچند كه انجام دادن آن متضمن تقبل هزينههاى بسيار است ؛ زيرا صرفنظر از مزد بازيگران مىبايد از مهمانان در طول نمايش با شربت ، و پس از اتمام تعزيه با شامى شاهانه پذيرائى كرد . از آنجا كه در طول دو ماه طولانى تمام كسب و كارها متوقف و امور ديگر معوق است ، نتيجه اين مىشود كه برگزارى اين مراسم باعث خرابى بسيارى از خانهها و وامدار شدن خيلى از خانوادهها مىشود . مؤمنان سختگير البته نمايش صحنهاى را جايز نمىشمارند و آن را هتك حرمت از ائمه و بتپرستى مىدانند ؛ آنها در ايام عزادارى كار را به اين محدود مىكنند كه خواننده از منبر داستان شهادت آل على را از بر به آواز بخواند . تغيير مايهء صداى آواز ، به صورتى عالى كه برحسب سن و جنس كسى كه سخن از آن در ميان است صورت مىگيرد ، ثابت مىكند كه ايرانيان واقعا هنرپيشه از مادر زاده شدهاند . ملاها نيز به تماشاى تعزيه مىآيند و درحالىكه تن به تماشاى بازيها مىدهند آن را به چيزى نمىگيرند و بدان با ديدهء تحقير مىنگرند . در ساير ماههاى سال نيز برپاداشتن تعزيه - شبيه به علت قبول شدن نذرى كه شده است اندك نيست . هركس بايد خود شخصا حاضر و ناظر باشد تا از شور و شوق حضار و بخصوص زنان نسبت به اين نمايشها بتواند تصورى بدست آورد . ما تا به حال دربارهء مواردى از تخطى از « امر » صحبت كردهايم و از آنچه پس از اين خواهد آمد نيز اين نتيجه حاصل مىشود كه « نهى » هم به شدت و دقت رعايت نمىشود . دربارهء مصرف رايج خمريات نيز در جائى ديگر از اين كتاب به تفصيل سخن خواهيم گفت . قماربازى با ورق بين طبقات بالا و خدمهء آنها سخت رواج دارد ؛ به آن گنجفه و همچنين آسبازى مىگويند . در دربار سلطنتى به مناسبت جشنها يا شكار چند تن از صاحبمنصبان يا شاهزادگان را براى بازى دعوت مىكنند ؛ در اين بازيها گاه بر سر زنى برد و باخت مىشود ؛ مردم فرودست به خرابهها مىروند تا در آنجا قمار كنند و هرگاه توسط محافظين دستگير شوند در معرض خطر چوب خوردن قرار مىگيرند . بازيهاى مجاز عبارت است از : تختهنرد و شطرنج . مهرههاى شطرنج شاه ، وزير ( اسم وزير كاملا برحسب اوضاع و